معادله یا نامعادله در سیاست راهبردی ایران

به‌نظر می‌رسد در سپهر نظری سیاست در ایران، دو نظریه و برداشت متفاوت وجود دارد‌: اول، نگاه متفاوت به ماهیت غرب و دوم، نگاه به شرایط و موقعیت و ظرفیت‌های ایران انقلاب اسلامی. قبل از ارائه هر راه‌حلی اعم از مذاکره و آتش‌بس و یا جنگ، این دو برداشت و نگاه در دو صورت‌مساله متضاد و دو خط موازی خودنمایی می‌کند‌:
کد خبر: ۱۵۵۵۵۶۶
نویسنده دکتر موسی نجفی | نویسنده و پژوهشگر
 
باول‌، در نگاه به ماهیت غرب به‌رهبری آمریکا، یک گروه معتقد به غلبه دموکراسی و حقوق بشر و  قانونمندی در نهادها و سازمان‌های بین‌المللی در تمدن غربی هستند و ابعاد سلطه و استعمارگری را محصول زیاده‌خواهی اشخاص و یا جریان‌های محدود و خاص مثل ترامپ و یا جمهوری‌خواهان افراطی می‌دانند. برعکس، گروه دوم که استعمارگری و سلطه‌خواهی و «خود‌مطلق‌انگاری» را ذات لاینفک غربی‌ها دانسته و سود‌پرستی قلدرمآبانه و جنایت را نسبت به حقوق بشر و دموکراسی و نهادهای بین‌المللی، جنبه غالب و مسلط تمدن غربی می‌شمرند. دوم‌، در زمینه نگاه به ماهیت، اصالت و ظرفیت‌های ذاتی ایران انقلاب اسلامی، آن گروهی که غرب را دموکرات و متمدن می‌دانند، در‌نهایت آن را در حد‌و‌توان یک ملت مستقل می‌بینند که نه‌تنها ابعاد یک قدرت جهانی را ندارد بلکه حتی در اندازه یک قدرت منطقه‌ای هم تاب‌و‌توان نداشته و قابل طرح نبوده و نیست‌‌؛ لذا در استنتاج از دو گزاره قبلی، طرفداران این تفکر، معتقدند در این نامعادله یعنی توان ملی ما و متمدن‌بودن غرب، ما جبرا به نوعی عقلانیت و تبادل منطقی با غرب برده شده و اگر آنان را مثلا تحریک نکنیم، آنها نیز به استقلال و حقوق ملی و بین‌المللی ما احترام می‌گذارند! درست بر‌عکس گروه دوم که معتقدند ایران انقلاب اسلامی نه‌فقط مستقل است بلکه قدرتی منطقه‌ای و در مجموع شرایط، در عداد قدرت‌های جهانی هم محسوب می‌گردد‌؛ البته به‌شرط آن‌که به ظرفیت‌های نهفته و یا آشکار خودش معتقد و مومن باشد. در این دیدگاه غرب سلطه‌گر و زیاده‌خواه و استعمارگر به محض آن‌که در کشور احساس ضعف و یا سستی ببیند، رحم نکرده و تا نابودی و تجزیه و بلعیدن ایران جلو می‌رود و به هیچ قانون و میثاق جهانی نیز پایبند نبوده و نیست. 
به‌نظر راقم این سطور، این دو خط موازی، دو صورت‌مساله اصلی و پنهان و غالب در صحنه سیاسی و دیپلماسی و جناح بندی‌های امروز ایران است. غلبه دیدگاه سطحی و خوشبینانه گروه اول، یکی از عوامل جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ رمضان بوده و دیدگاه دوم باعث شکست تجاوز و توقف موقت دشمن گردیده و عقب‌نشینی فعلی آنها را رقم زده است. قبول و یا رد هر‌یک از این دو خط موازی، به‌طور طبیعی و منطقی راه‌حل‌های جدا و هدفگذاری‌های متفاوتی را نشانه‌گذاری خواهد نمود. تاریخ سلطه در تمدن غرب نشان داده است که تمدن مدرن بین منفعت خود و شعارهای اولیه انسان‌دوستانه‌‌اش، بی‌تامل و تردید، جانب نفع مادی و برتری‌طلبی‌اش را گرفته است‌‌؛ این خط خونین از ناگازاکی تا غزه و مدرسه شجره طیبه، گواه روشنی بر هر تردید و شبهه‌ای است. 
newsQrCode
برچسب ها: راهبردی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها